|
ماهانه(روزانه سابق) نویسی های من خدا نصیبتون کنه که برین مکه ما که داریم می ریم
| ||
|
از مدینه رهسپار مکه هستیم لبیک اللهم لبیک .... [ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 21:36 ] [ حاج سالار ]
یا من بَدَا فی کُل ِ ضِلع ٍ کَسرُها أُمَّ أَبیها ای آنکه در هرسینه ای شکستگی اش نمایان شد حَتّی غَدَا فی کُل قَلب ٍ قبرُها أُمَّ أَبیها تا جائیکه در هر دلی آرامگاهی برای او هست أُمّاهُ لَو تَبکینَ قتلَ السِّبطِ فی جنبِ الفُراتِ مادر جان! آن هنگام که در عزای کشته شدن حسینت در کنار فرات می گریی نوحِی علی مَن ناضَلوا و جاهَدوا ضِدَّ الطُّغاةِ از داغ آنهایی که علیه ظلم و طاغوت ایستادند و جانانه جنگیدند نیز نوحه بخوان! یا قُرَّةَ عینِ الاوصیاءِ ای نور چشم تمام اوصیا أدعوکِ دَوماً هذا نِدائی دائما تو را می خوانم، این ندای من است صلَّی علیکِ ربُّ السَّماءِ پروردگار آسمان بر تو درود می فرستد فاطمة، یا بَضعةَ المصطفی فاطمة، تبکی لَکِ عینُ الوَفی فاطمه، ای پاره تن مصطفی فاطمه، دیدگان وفا در عزای تو می گریند أدعو و دمعُ العین ِ لِلکونِ صَدَی آه ٍ واویلاه صدایت می زنم و اشک چشمم به سمت جهان پژواک می شود یا بنتَ من یَجری بکفَّیهِ النَّدَی آه ٍواویلاه ای دختر پیامبری که بارش باران به اشاره دستهای اوست سالَت دماء ُالشّیعةِ مِن قلبِ بحرینِ الحزینِ اینک این خون شیعه است که از قلب اندوهگین بحرین جاری می شود و هذه أَبنائُکِ تدعُوکِ یا أُمَّ الحسین اینها فرزندان تواند ای مادر حسین که تو را می خوانند زهراءُ دَومًا قَلبی یُنادی دل من همیشه تو را می خواند یا زهرا ! یا بَضعةً مِن خیرِ العبادِ ای پاره تن بهترین بندگان ذِکراکِ رمزٌ لِلاتّحادِ یاد تو رمز اتحاد ماست فاطمة، یا بَضعةَ المصطفی فاطمة، تبکی لکِ عینُ الوَفی برچسبها: دانلود, بیت رهبری, مداحی, مردم بحرین [ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 12:16 ] [ حاج سالار ]
یادش به خیر پارسال 7 اردیبهشت موقعی که توی فرودگاه مهر آباد پرواز مکه مون عقب افتاد این وبلاگ رو درست کردم. و سعی کردم با روزانه نویسی هامشما رو نم با خودم در این سفر همراه کنم. الان یک سال از اون موقع گذشته فراز و نشیب های زیادی داشتم . انشالله قرار ده، پانزده روزدیگه و دوباره راهی حرم امن الهی بشم البته این بار به همراه همسر عزیزم . نمی دونم دوباره وقت می کنم که روزانه هام رو اینجا بنویسم یا نه ؟ ولی دوستان نمی دونید وقتی دور کعبه می چرخید چه حسی به آدم دست میده
[ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 0:21 ] [ حاج سالار ]
سلام دوستان خوب هستین ؟ حتما به اینجا یک سربزنین و حتما رای بدین در ضمن حتما توی وبلاگاتون منتشر کنید و بهدیگران هم خبر بدین با تشکر
در سالی كه گذشت بیش از 60 صفحه از صفحات پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و
نشر آثار رهبر انقلاب به متن سخنان و پیامهای ایشان اختصاص پیدا كرد. مرور
این سخنان میتواند نكات و زوایای جدیدی از این سخنان و پیامها را پدیدار
كند. اگر شما نظراتتان را درباره مهمترین و به یادماندنیترین جمله رهبر
انقلاب در سال 90 بیان كنید، نتیجهی این ابراز نظرها، جالب توجه و حاوی
نكات ارزشمندی خواهد بود.
برچسبها: رهبری, امام خامنه ای, برترین جمله, سال90 [ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 21:38 ] [ حاج سالار ]
در یکی از ملاقاتهایی که حضرت امام (ره) با خانواده ی شهدا داشتند، فرزند شهیدی 3-4 ساله را برای تبریک خدمت حضرت امام آوردند کودک در آغوش ایشان با حالتی معصومانه پرسید آقا امام زمان کی می آید؟ حضرت امام که از پرسش کودک تعجب کرده بود ، علت این سوال را از همراهان کودک جویا شد. دایی کودک گفت: بارها شده است که این کودک از مادر خود می پرسد: پدرم کی می آید؟ و مادرش هم در پاسخ می گوید: آن روزی که امام زمـــان(عج) بیاید، پـــدر هم همـــراه امام زمان(عج) خواهد آمد ...! اللهم ان حال بینی و بینه الموت. الذی جعلته علی عبادک حتما مقضیا فاخرجنی من قبری موتزرا کفنی شاهرا سیفی...
[ دوشنبه هشتم اسفند 1390 ] [ 11:47 ] [ حاج سالار ]
![]() اسفند از راه می رسد طبیعت خانه تکانی می کند تا به استقبال بهار برود. اسفند می رسد و بانگ زیبای راهیان نور به گوش می رسد. راهیانی به دنبال گمگشته راهیانی به دنبال خویشتن راهیانی به وسعت خون شهید اسفند میرسد ولی با بهار نه برای هر کسی برای هر منتظر و برای من اسفند ماه خاطره هاست ماه رویش ها ماه نو شدن ها و اینک اسفند می رسد از راه و بهاری که در همین نزدیکیست *** پ.ن زندگی هر کسی بهاری داره .
برچسبها: بهار, رویش, اسفند, راهیان نور, خاطره ها [ یکشنبه سی ام بهمن 1390 ] [ 14:20 ] [ حاج سالار ]
سلام سال روز ورود حضرت فاطمه معصومه به شهر قم رو به همه قمی ها و محبین اهل بیت تبریک می گم
ایام خوب و خوشی رو دارم هر چند که کلی کار و مشلات سرم ریخته ولی به طور کلی خوشحال و شادم به همین خاطر نمی خوام این خوشی رو به هم بزنم ولی چند وقت پیش یه مسئله ای پیش اومد که لازم هست چند تا نکته رو بگم . اول از همه گذاشتم چند روزی از اون موضوع بگذره تا اگر حرفی هم می زنم از روی تعصب یا عصبانیت نباشه وگرنه همین مطالب رو همون موقع هم می تونستم بگم اما گذاشتم چندروز بگذره تابا تامل و تفکر بیشتر و همچنین با قصد خیر بنویسم : دوم یکی از دلایلی که ما پیشرفت کمی داریم اینه که کار گروهی رو خوب یاد نگرفتیم همش می خوایم خودمون باشیم و یا اگر گروهی هم باشه باید همه یه جور فکر کنیم و اگر کوچک ترین تفاوت نظر یا دیدگاهی وجود داشته باشه رو سریع حذفش می کنیم . نمی تونیم نظرات متفاوت رو ببینیم . طاقت و تحمل نقد رو نداریم . از تجربیات هم دیگه اصلا استفاده نمی کنیم . راحت تر بگم فقط خودمون رو قبول داریم . و حتی بعضی وقتا حاضر نمیشیم به بقیه کمک کنیم (کلاس می ذاریم) سوم: به نظر میرسه مشکل اینه که ما اهداف عالی و بزرگمون رو فدای مسائل کوچک و شخصی می کنیم و به همین خاطر کمتر پیشرفت می کنیم چه در مسیر تعالی و رسیدن به اهداف بلند و چه در مسیر رشد و تکامل شخصی خودمون. خب حالا باید چیکار کنیم ؟ به نظرمن باید از تو حاشیه رفتن ها و به اصطلاح خاله بازی ها خارج بشیم و یه خورده نگاهمون رو عمق ببخشیم. دشمن داره به شدت و با همه قدرت فعالیت میکنه در حالی که ما دچار بحث و جدل های الکی و بی خود هستیم . در نهایت هم اگر بقیه کمکی کردند باید با آغوش باز ازشون استقبال کنیم ولی اگر نخواستند، هیچ مشکلی نیست.ماکارخودمونرو با قدرت ادامه میدهیم چرا که ما مامور به وظیفه هستیم و در مسیر اهداف و آرمان هامون قدم بر می داریم و مطمئنا هیچ وقت هم لنگ نخواهیم شد چراکه خدا از نیت ها خبر داره و وقتی کسی خالصانه فعالیت کنه خودش کمکش میکنه. ولی به اون افراد توصیه میکنم درباره نیات و اهداف واقعی و مهم شون یه تجدید نظر اساسی بکنند. والعاقبه للمتقین پ.ن: 1-مخاطب خاص داره(در جواب نظر ه.ب) 2-بهتره به جای فکر کردن برای جواب دادن به این پست کمی به دور از تعصبات و خودخواهی ها به اهداف و آرمان ها، به وظیفه و مسئولیت که گردن ماست فکر کنید. باتشکر
برچسبها: خودخواهی, اهداف بزرگ, بازی های بچگانه, نیات, حضرت معصومه, قم [ پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 ] [ 14:26 ] [ حاج سالار ]
[ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ] [ 9:29 ] [ حاج سالار ]
سلام به دوستان خودمونیم ا قرار بود اینجا رو هر روز بروز کنیم ولی الان به جای روزانه نویسی های من ، ماهانه نویسی های من شده (اسمایلی خنده) البته اینو بذارین پای گرفتاری ها و مشغله کاری. جمعه توفیق داشتین که نماز جمعه رو پشت سر امام و رهبرمون بخونیم نماز عجیب و با صفائی بود. موضع گیری های آقا همه رو غافل گیر کرد.
وقتی خط مشی نظام رو در برابر اسرائیل واضح و آشکار بیان کردند فقط باید واکنش مردم رو می دیدید. چند تا نکته که از صحبت های آقا به ذهنم رسید رو می نویسم . 1. آقا همیشه مهم ترین مباحث و مشکلات رو در نظر می گیرند . در مورد مشکلات آقا هیچ اشاره ای ولو اندک به بحث بازار ارز و صلا نکردند و این نشون میده که این اتفاقات چند روز اخیر یک بحران سازی الکی بوده و در حقیقت در این مورد مشکلی وجود نداره . 2. تهدید مستقیم آقا درباره اسرائیل اامه همان رویکردی هست که چند وقت پیش ایشون فرمودند که از این به بعد جو.اب تهدید را با تهدید خواهیم داد.و این نشان از ارتقا و افزایش قدرت و جایگاه کشورمون هست. 3. معروف هست که میگن سگی که گاز میگیره زیاد پارس نمی کنه بلکه مستقیم حمله میکنه .در مورد آمریکاو اسرائیل هم همین طوره اونا اگه بخوان حمله کنن این قدر تو بوق و کرنا نمی کنن بلکه با استفاده از اصل غافلگیری و به صورت ناگهانی حمله شون رو شروع می کنند. ولی وقتی می دونن که نمی تونن این کار رو بکنن با چنگ و دندون نشون دادن و تهدید کردن سعی می کنند از کاری که نمی تونن انجام بدن امتیاز بگیرن و یه عده خائن داخلی به همراه وطن فروش های خارج نشین هم هم صدا با اونا هی بر طبل جنگ می کوبند. 4. وقتی آقا به کاندیدا ها میگه مواضب باشین که کلاه گشادی که سر میرحسین و کروبی رفت سرتون نره یعنی که با زهم عده ای همچین برنامه ای تدارک دیدن و همه باید مراقب باشن که تو دام این عده نیافتن. پس باید بصیرت مون رو افزایش بدیم و به دیگران هم اطلاع رسانی کنیم . 5. در مورد شهدای دانشمندمون هم این نکته رو بگم که این مسئله نباید از متن جامعه دور بشه . غربی ها کشته شدن یک فرد که معلوم نیست به چه طریق کشته شده (ندا آقا سلطان ) رو تبدیل به یک سمبل و نماد مبارزه با حکومت ایران می کنند ولی ما که بزرگترین سرمایه های نظاممون یعنی جوانان دانشمند ومتعهدمنون به دست مزدوران و وطن فروش هائی که خاکشون رو به دلارهای کثیف اسرائیل و آمریکا فروختن به راحتی فراموش می کنیم . باید اینقدر این موضوع را داغ نگه داریم تا دشمن هزینه این غلطش رو بده . والسلام من تبع الهدی
برچسبها: امام خامنه ای, نماز جمعه, اسرائیل, شهید احمدی روشن, خطبه ها, تهران [ یکشنبه شانزدهم بهمن 1390 ] [ 13:9 ] [ حاج سالار ]
سلام تقریبا شش ماه پیش بود که استارت گروه فرهنگی دیدار خورده شد. گروهی که با هدف بازدید از یادگران دفاع مقدس یعنی جانبازان و خانواده های شهدا تاسیس شد و در این شش ماه 5 دیدار برگزار شد. در ابتدا تقریبا از طریق http:/jan-baz فقط اطلاع رسانی می کردیم و گزارش بربازدید ها و تصاویر هر دیدار را منتشر می کردیم ولی با توجه به درخواست هائی که دوستان داشتند ، سایت دیدار را از این حالت خارج کردیم و با کمک دوستان اون رو تبدیل به یک جامعه مجازی کردیم. جامعه ای که مسیرش تداوم ارتباط با یادگاران و ماندگاران عرصه ایثار ، شهادت و مقاومت هست. در ضمن جمعه این هفته برنامه گروه دیدار با مادر شهید بروجردی هست .همون مسیح کردستان شیر غران کوهستان های غرب... منتظرتون هستیم . گروه فرهنگی دیدار (انجمن وبلاگ نویسان ارزشی عرصه ایثار ، شهادت و مقاومت )
برچسبها: گروه فرهنگی دیدار, انجمن وبلاگ نویسان عرصه ایثار شهادت و مقاومت, دیدار, شهید بروجردی, شهید پژوهی, وبلاگ [ شنبه هشتم بهمن 1390 ] [ 14:35 ] [ حاج سالار ]
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید گفتم که ماه من شو گفتا اگر بر آید گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز گفتا ز خوب رویان این کار کم تر آید گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم گفتا که شبروست او از راه دیگر آید گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد گفتا خنک نسیمی کز بوی دلبر آید گفتم که نوش لعلت ما رابه آرزو کشت گفتا تو بندگی کن کاو بنده پرور آید گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید گفتم زمان عشرت دیدی که چون سرآمد گفتا خموش«حافظ»کاین غصه هم سرآید
برچسبها: گفتم غم تو دارم, حافظ, ظهور, امام زمان [ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ] [ 22:36 ] [ حاج سالار ]
انا لله و انا الیه راجعون آیت الله شاه آبادی به ملکوت اعلی پیوستند اذا مات العالم الفقیه ثلم فی الاسلام ثلمة لایسدها شیء. وقتی عالمی فقیه، فوت كند در اسلام رخنه و حفرهای ایجاد میشود كه هیچ چیزی نمیتواند جای آن را پر کند.
برچسبها: آیت الله شیخ علی شاه آبادی [ شنبه هفدهم دی 1390 ] [ 14:19 ] [ حاج سالار ]
بچه که بوديم اون موقع ها که ابتدائي ميرفتم مدرسه مون چهار پنج کيلومتر دور بود. هر روز صبح بايد نيم ساعت زودتر مي رفتم تا سر ساعت به مدرسه برسم . از طرفي هر روز صبح ساعت 7 صبح برنامه صبح بخير ايران يه کارتون تام و جري ميذاشت تا به بهونه اون بچه ها رو از خواب بيدار کنه ولي من بايد هميشه ده دقيقه به هفت از خونه خارج مي شدم تا هفت ربع که زنگ مدرسه مي خورد تو مدرسه باشم.
هيچ وقت يادم نميره لباسام رو پوشيده و کيف مدرسه رو هم روي دوشم انداخته بودم و ايستاده کارتون رو نگاه مي کردم و وقتي تمام ميشد تمام راه رو مي دوئيدم که سر وقت برسم تازه بعضي وقتا که دير مي کردم ناظم نمي ذاشت برم تو صف بايستم و همون دم در مدرسه اونائي رو که دير اومدن رو نگه مي داشت تا همه بچه ها برن سر کلاس انتظاري که از هر چيزي بدتر بود و بعدش هم چنتا شيلنگ هم مي خورديم. همش کلي خودم رو دعوا مي کردم که چرا دير کردم ولي باز فردا روز از نو روزي از نو... اين خيلي ظلم بود . چرا تام و جري رو يه ربع زودتر پخش نمي کردن؟؟؟ [ دوشنبه دوازدهم دی 1390 ] [ 12:16 ] [ حاج سالار ]
سلام از این که به من بد بگین ناراحت نمیشم اصلا. من صبر و حوصله ام زیاده . پس اگر با این کارا می خواین من عصبانی یا ناراحت بکنید سخت در اشتباهید. واگر می خواین منو خراب کنید باز هم سخت تر در اشتباهید چرا که به قول حافظ ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست عرض خود میبری و زحمت ما میداری آدما دو دسته هستند یه دسته شون اگر اشتباهی بکنند موقعی که بفهمند کارشون اشتباه بود اشتباهشون رو می پذیرند و دیگه تکرارش نمی کنند و حتی اگر باز هم اون اشتباه رو انجام بدن حداقل این قدر شجاعت دارند که بگن ما دارم اشتباه میکنیم ، ولی دسته دیگه نه تنها نمی خوان اشتباهاتشون روقبول کنن بلکه این قدر شجاعت هم ندارند که بیان رک حرفشون رو بزنن و از خودشون دفاع کنن میدونید چرا ؟ چون از رسوائی می ترسن چون بین واقعیتشون و تصویری که از خودشون درست کردند زمین تا آسمون تفاوت وجود داره دروغ و تهمت وسیله ای هست که باهاش من واقعی خودشون رو می پوشونند و دیگران رو تخریب می کنند برای اینکه کسی به ذات پلید و کثیفشون پی نبره ولی خدا که می دونه من وقتی پست چند کلوم حرف حساب رو نوشتم و از آفت رو به گسترش روابط غلط بین بچه مذهبی ها حرف زدم ، منظورم شخص خاصی نبود و کلی گفتم ولی چون بعضی ها کاملا مصداق این موضوع بودند با عجله خیلی زیاد و با دستپاچگی خواستند خودشون رو تبرئه کنند... اون چیزهائی که باید گفته می شد ، گفته شد.از نظر من این بحث تمام شده هست ولی اگر کسی خواست ادامه ش بدهد تبعاتش رو هم باید بپذیرد چون دیگه من به طور کلی صحبت نمی کنم و افشاگری می کنم ...(این یک تهدید نیست این یک فرصت هست تا خیلی چیزها معلوم بشه) فعتبروا یا اولی الابصار کربلا رفتن سخت نیست کربلائی موندن سخته والعاقبت للمتقین توضيح : در جواب دوست عزيز صفدر : سلام اول اينکه در مورد شعر ، اي يک مثال و شبه ضرب المثل است که به معني تلاش بيهوده و الکي هست اگر کسي بگه خر ما از کره گي دم نداشت منظورش اين نيست که خر داره يا خودش خره بلکه براي رسوندن يک معناي خاص از اين تشبيه و استعاره استفاده ميکنه در مورد بحث دومتون هم عرض کنم که تا حدودي بيانتون متين هست ولي من از ابتدا در مورد شخص خاصي حرف نزدم ولي بعضي ها که به مذاقشون خوش نياومده بود و بگي نگي بهشون بر خورده بود و فکر هم نمي کردن که من متوجه بشم هي اين و اون ور پشت سر من حرف مي زدن و جالبه من مي دونستم کي هست ولي به وي خودم نياوردم ولي وقتي ديدم که ديگه خيلي داره پاشو از حد خودش دراز تر ميکنه در اين پست فقط بهش تذکر دادم که حواسش رو جمع کنه وگرنه من خيلي خوب بلدم افشاگري کنم. اينو هم بگم که انسان ممکن الخطا هست ولي دليل نميشه که بخواد اشتباه و خطاي خودشو جبران کنه (مخاطب خاص داره ) من الله التوفيق
[ شنبه بیست و ششم آذر 1390 ] [ 16:25 ] [ حاج سالار ]
خدا حافظی تلخ اوباما ...
[ شنبه بیست و ششم آذر 1390 ] [ 13:21 ] [ حاج سالار ]
سلام چند وقت پیش پستی با عنوان چند کلوم حرف حساب زدم که از کمرنگ شدن خط قرمزها ناراحت بودم. دیروز (5شنبه) یکی از دوستان یکی از نظرهای بنده رو که برای تاریخ 1 تیر بود رو برام آورده و گفته لطفا جواب بدین) اول نظر رو ببینید تا بنده جواب بدم : این نظر من بوده: ( سلام دادا خوفي ؟ايشالله يه ضرب قبولي با تشكر _______________________________ ایندفعه بگی دادا میری پیش کمیل تو زاویرا) و این هم نظر نظر دهنده محترم داخل وبلاگ من هست: (رطب خورده منع رطب نمی کند دادابد نیست ی نگاه به گذشتت بندازی دادا الان با حساب کتاب ما شما حدود17000 سال فقط برای این کامنت کامنتای دیگه هم هست که گذشتیم زندونی میشی دادا ![]() جواب بده دادا باشی؟) و اما جواب : اول این که وبلاگ فوق که بنده داخلش نظر دادم وبلاگ خانمم هست که تو ایام کنکور گفته بود برام دعا کنید دوما اینکه حتی اگه وبلاگ همسرم هم نبود لفظ دادا یعنی داداش و فکر نکنم چیز بدی باشه یا مفهوم خاص و بدی داره؟ اگه داره لطف کنید و به ما هم بگین تا ما هم متوجه بشیم . در ضمن حتی خانم من میگفت چرا میگی دادا. من گفتم نمی خوام دیگرانی که نظرات رو می بینن متوجه بشن که نویسنده وبلاگ یه خانم هست. سوما که چی ؟ می خوای روابط خودتون رو با این کامنت توجیه کنید ؟؟؟ ببین موضع خودتون رو روشن کنید یا اسم مذهبی رو از خودتون بردارین و مثل خیلی های دیگه راحت برید با نامحرم ارتباط بر قرار کنید این طوری حداقل اسم بسیج و بچه مذهبی خراب نمیشه و یا اینکه واقعا مذهبی باشین و حدود رو رعایت کنید. در ضمن عیب کسان منگر و احسان خویش دیده فرو بر به گریبان خویش به جای اینکه بخوای مچ دیگران رو بگیری به خودت رسیدگی کن حاسبوا أنفسكم قبل أن تحاسبوا (امام علی علیه السلام) به عنوان نکته پایانی پست چندکلوم حرف حساب یا درسته یا غلط اگر درست هست بنا به فرمایش امیر المومنین ( انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال) به یعنی به کلام و محتوای جمله نگاه کن نه به گوینده . و بپذیرید که توی نت این روابط بین بچه مذهبی ها در حال گسترش پیدا کردن هست و به فکر چاره باشین که صد البته باید از خودمون و خودتون شروع کنید و یا اینکه اون پست غلط بوده و که در این صورت هم با استدلال و دلیل آوردن جواب بدین و اشتباه مطلب رو بگین خوشحال میشم اگر توجیه نشدین باز هم در این رابطه صحبت کنیم. آنجا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است
[ جمعه هجدهم آذر 1390 ] [ 8:45 ] [ حاج سالار ]
سلام حقیقتش یه مدتی هست دارم درباره حضور در محیط نت فکر می کنم اولش با چه انگیزه ای وارد این میدان شدیم .میدانی که قوانین و قاعده هاش رو دشمن نوشته ولی برای اینکه عرصه رو خالی نذاریم وارد شدیم بلکه بتونیم حداقل سیاهی لشکر باشیم. ولی بعد از هفت هشت سال وقتی به اطرافم نگاه می کنم چیز هائی می بینم که باورم نمیشه. jوی این چند ماه اخیر سرم رو فقط یه کم بالا گرفتم و چیز هائی دیدم که متنفر شدم از اینترنت. اگه قبول داریم که جنگ فرهنگی هست ، چرا تاثیراتش رو روی خودمون حس نمی کنیم . یعنی چی که به اسم بچه مذهبی میایم توی نت و راحت مثل آب خوردن با دختران نا محرم به اسم خواهر برادری ارتباط بر قرار می کنیم.
هزاری هم که مذهبی و مطمئن باشی هیچ چیز عوض نمیشه نا محرم محرم نمی شه . به خدا این قدر داریم بچه های خوبمون رو این طوری از دست می دیم. میان توی این محیط کثیف و به آرامی خط قرمز ها عوض میشه کم کم آلوده میشن و از دست میرن .بدون این که حتی متوجه بشن عوض میشن . به جای اینکه ما تاثیر گذار باشیم داریم تاثیر پذیر می شیم. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل....
[ پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390 ] [ 22:1 ] [ حاج سالار ]
سلام جنگ نرم ابعاد مختلفی داره. امروزه دیگه نمیشه اون رو محدود به روش های خاصی کرد. عکس زیر هم یک نمونه از همین روش هاست. ببینید و لذت ببرید.
متن نوشته شده (هذا الامریکی حمار // ما یعرف یقرا عربی // اخوکم ابو جهاد) (این امریکائی خر است // او نمی تواند عربی را بخواند // برادرتون ابوجهاد)
[ جمعه بیستم آبان 1390 ] [ 18:46 ] [ حاج سالار ]
شبی ساکت و دلگیر/خودم بودم و قلبی که ز غم بسته به زنجیر/که پیچید در آفاق همه نغمه ی تکبیر/نوشتند که هنگام اذان دست به دامان خدا باش/و مشغول دعا باش/که باز است به درگاه الهی در رحمت/و گفتم به خدا این دعایم/که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم.... دوستان اگر خدا بخواد امروز راهی کربلا میشم...حلال کنید... دعای عرفه...بین الحرمین...نایب الزیاره ی همگی هستم... تنگ غروب عرفه دلم میگیره/الهی هیچ کس نبینه زینب اسیره صدای زنگ قافله میاد ز صحرا/راهی کربلا شده حسین زهرا....
[ پنجشنبه دوازدهم آبان 1390 ] [ 22:58 ] [ حاج سالار ]
![]() سید علی خامنه ای دلبر دلم سید علی خامنه ای حل مشکلم من هر نفس به خیال تو می کشم من آرزوی دیدن روی تو می کشم ای یادگار پیر جماران سید علی دار و ندار ما زشهیدان سید علی ما آن بسیجیان مطیع ولایتیم با یک اشارتش همه جا کربلا کنیم هیهات اگر که ما به ره کوفیان رویم این آرزو به دل که فدای علی شویم بر سینه ام جمال علی نقش بسته است این سینه را به سینه سینا نمی دهم. م.ر سبزواری
[ یکشنبه یکم آبان 1390 ] [ 11:12 ] [ حاج سالار ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||